X
تبلیغات
نگفته های سه بعدی
یاد داشت های نستوه نادری
در کابل شاعران قهوه  انتظار   جاسیگاری  و سیگار را گاهیدند و.........................
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:42  توسط نستوه نادری   | 

دختری در بطن مادرش نامه های عاشقانه نوشت پسری در بطن مادرش جلقید !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:40  توسط نستوه نادری   | 

آب را گل کنید تمامی ماهی ها چشماشان شفاف شده است
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:39  توسط نستوه نادری   | 

تلویزیون آنقدر بی سوادی را جار زد تا تمامی مردم کور شدند
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:36  توسط نستوه نادری   | 

وقتی شراب فروش دروغ گفت خمار مرغان مهاجر شکست ! 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:35  توسط نستوه نادری   | 

خرس ها تمامی ماهیان انتظار را خوردند !
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:32  توسط نستوه نادری   | 

خانه ات را تلاشی می کنم زنت را می گزارم سگم لمس کند دخترت را خودم تلاشی می کنم اولویت خیابان را از تو می دزدم و در نهایت شبی تمام دهکده ات را بمب باران می کنم می دانی من کیستم همان کسی که در عراق بوت میخورم و تو در سینه ام مدال آزادی می بندی من امریکایی هستم !

( شوهر کرزی )

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:20  توسط نستوه نادری   | 

دویدم دور شدی سرعت گرفتم نا پدید شدی آخر تو بگو چی کنم که ایساد شوی ؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:16  توسط نستوه نادری   | 

نمی دانم چی پیوندی بود تایر های خسته یک موتر کهنه خیابان را می بوسید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:13  توسط نستوه نادری   | 

وقتی گربه ها فراری شدند تمامی موش ها بیرق سرزمین شان به به بهانه آزادی بر فراز کلبه پادشاه بلند کردند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:11  توسط نستوه نادری   | 

تمام ماهیان انتظار را خرس نا امیدی خورد !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:8  توسط نستوه نادری   | 

شکم خیابان را به استقبال تفنگ داران امریکایی عملیات کردند !
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 18:6  توسط نستوه نادری   | 

کیریم تنهایی پوست کستان را نازک می سازد

 برس دندان طلایی شما را به شاف شدن کودکی تان دعوت می کند

راستی شما شاف شده اید

بیا در آغوشم تا شافت کنم

شاف شاف شاف   فانه فانه فانه پوقانه زد حامله گی دوای ازدیاد زمان سکس

دندان های طلایی موتر با تایر های غبار آلود و خسته دختر با چشمان شهوتی

همه وهمه دست به دست هم دادند و چهار روسپی در تهیه مسکن کنار خیابان سرای شمالی اعدام شدند .....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 2:10  توسط نستوه نادری   | 

میدانستم میایی هیچ گاهی با فلم سکس پیوند نمی خوردم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 22:28  توسط نستوه نادری   | 

درد من دردیست که شاید همه میدانند اما فرق من با دیگران این است که من فریاد می کنم ولی دیگران در قلبشان مدفون می کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:15  توسط نستوه نادری   | 

دختر خاله کاش این را نمی دانستی که پنجابی هم لباس است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:6  توسط نستوه نادری   | 

نان بی مزه بود وقتی تو را در تنور خانه ندیدم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:4  توسط نستوه نادری   | 

دنیا ؟؟؟؟؟؟ و باز هم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:4  توسط نستوه نادری   | 

عطر تنت هنوز هم در حافظه بینی ام جاریست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:3  توسط نستوه نادری   | 

دختری با نگاه آبستن شدو با اتسه زایید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:35  توسط نستوه نادری   | 

دخترک پیش از این که مریض شود تمام کوتکس هایش را به خواهر خوانده اش تحفه داد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:34  توسط نستوه نادری   | 

دیوار های مکتب دخترانه جلقی هستند !
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:33  توسط نستوه نادری   | 

دخترک پستان هایت را بگزار فردا امدی دوباره برایت خواهم داد امانرم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:32  توسط نستوه نادری   | 

دخترک همکارم لبانش انقدر نازک که حس کردم در یک بوسه شاید شارید اما در بیست حادثه سکسی هیج آسیبی به لبانش نرسید تنها لبان من در کثافت ژرف تری غرق شدو بس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:31  توسط نستوه نادری   | 

آنقدر پستان نوشیده ام که یک سال است پستان ( فلوت می کنم )
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:26  توسط نستوه نادری   | 

دخترک را امشب در سکس تلفونی سست کردم بعد آه کشید و گفت نستوه تشکر من نتوانستم جوابش را بدهم چون در حال اوج انزال خودی بودم هه هه من هم جلقک زده بودم میترسم فردا پسرم مثل موبایل نباشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:25  توسط نستوه نادری   | 

نگاه ها شاید همه به کون کته دخترک پاکستانی ستایل خیره شده بود ودر تخیل های جرقیانه هر مردی را به انزوا کشانیده مردی میخواستش در اتاق گرم و تخت خواب مردی میخواستش در تشناب دفتر مردی هم میخواستش در انزوای یک جنگل اما دخترک روی چوکی نشسته بود و به فکر اغوش ایدیال خود فرو رفته بود و ان اغوش در میان هیچ یک از مردان هم پهلویش نبود  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:22  توسط نستوه نادری   | 

بی تربیه کیرم ده لاخ بی بی ات خر کس بی تذکره   ( شوهر  به زن )   زن به شوهر ( بی تربیه اخلاق ات خراب شده تربیه فامیلی نداری بی شرف خر لوده تو هیچ چیزه نمی فامی اگه اشتوکا خبر شوه چی خاد شد بی ادب خر لوده ( شوهر به زن ) برو کیرم ده چول بند ننه ایت خرکس کسی اولاد حرامی مادرت خر بگایه

اشتوک به پدر و مادر ( کس شعر نگوین )(

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:30  توسط نستوه نادری   | 

کس نکرد جلق زد  کس را خار کرد  دست را کس ساخت  خر کس  نشد   کس که در دست اوشتکا افتید خاک پرش می کنند ای برادر تا توانی جرق ده   گر بدست راست نشد با چپ ده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  تولید شده از مفکوره های چند جرقی نطاق
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:27  توسط نستوه نادری   | 

درس اول جملات زیر را ده بار رو نویس نموده و در کتابجه های تان بنویسید

کس فریده خسته شده    ژاله کس نمی دهد    دختر یعنی جلق مدرن   زن یعنی گاو    مرد یعنی خر اسپ یعنی زنده گی    ژاله گفت یک بار برای امدنت جانم را لچ کردم نامدی   کون دختر همسایه خیلی کته شده  بچه های خوب جرق نمی زنند کیر یعنی جنجال    کس مادر کرزی    فاژیسم موردگاو   امنیت کس دختر همسایه ما را نیکر گرفته است دختران دانشگاه از موی کسشان استایل میزنند و.......

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:18  توسط نستوه نادری   | 

تمنا کس نداد غازی جلق نزد فریدون بی نیکر نامه عاشقانه نوشت حکیم دوای زد انزال خرید پلوشه پول کوتکس نداشت و من هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه ه ه
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:10  توسط نستوه نادری   | 

کس گفته مرد کیرش شارید و تقدیرش در زیز تبر شاشید شررررررررررررررررر شررررررررررررر شرررررررررررر
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:8  توسط نستوه نادری   | 

بی کسی و بی کسی ما را کشت
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:8  توسط نستوه نادری   | 

پسری از پدر خود پرسید نام دوم جهان چیست پدرش خندید و گفت یک کس لاغر
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:7  توسط نستوه نادری   |